تبلیغات
یادداشت روزانه - آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی
 
یادداشت روزانه
بچه های مسجد جامع شهرستان ایذه
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
راهی که خمینی گشود، روی زمین بود، در میان مشکلات، فقدان امکانات، ضرورت‌های تاریخ و هزار نمی‌شود و نمی‌توانیم دیگر. غوامض و پیچیدگی‌های راه خمینی در سادگیش بود: ما مامور به انجام تکلیفیم، نه نتیجه! ما باید تمام عشق‌مان به خدا باشد نه تاریخ!

او هرگز نگفت ما جهان را زیر و زبر خواهیم کرد: «البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمی‌توانیم پر کنیم. اگر می‌توانستیم می‌کردیم؛ اما چون نمی‌توانیم بکنیم ایشان- حضرت حجت(ع)- باید بیایند.آلان عالم پر ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر ظلم است. ما باید جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیف‌مان است. ضرورت اسلام و قرآن تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار بکنیم. اما نمی‌توانیم بکنیم؛ چون نمی‌توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را.»

حالا سال‌ها از آن روزهای گرم و پرحرارت گذشته. برخی پنداره‌هایشان فروریخته. بعضی نادرستی پنداره‌هایشان آفتابی شده! البته کسانی هم خسته شده‌اند و بریده‌اند. دعوای آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی، جنگ زرگری‌ای است که همینان بر پا کرده‌اند تا شاید بتوانند فلسفه‌ای دست و پا کنند: فلسفه پندارهای غلط و خستگی‌های نابهنگام!

آن که می‌گوید آرمان‌گرایی سفاهت محض بود، خطابش به کسی نیست، دارد زندگی نامه‌اش را مرور می‌کند. کسی به خودش نگیرد!

حسین جان! این شمشیرم، این اسبم، در اختیار شما. خودم هم تا کنون که نزدیکی‌های ظهر است، در رکابت جنگیده‌ام. حال که فرجام این جنگ برایم مسجل شد، مرا رخصت بده تا به دنبال زندگی خودم بروم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.