تبلیغات
یادداشت روزانه - برنامه زنده
 
یادداشت روزانه
بچه های مسجد جامع شهرستان ایذه
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دوربین روشن بود درست پشت سرم روی سه پایه. استاد مشغول تدریس و همه بچه ها هم حواسشان را جمع کرده و به استاد داده بودند.تخته وایت برد روی صندلی سمت چپ استاد و یک لیوان آب هم روی صندلی، جلوی تخته قرار داشت.تخته آرام آرام سر خورد و یکدفعه افتاد.استاد تکانی خورد و صحبت را برید.محمد رضا اول دست و بعد هم صدایش را بالا برد که:آقای بدری مشکلی نیست خودتو ناراحت نکن داخل برنامه زنده این اتفاقات می افته وهمگی زدیم زیر خنده.   





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 بهمن 1390
بچه‌های مسجد جامع ایذه
شنبه 6 اسفند 1390 09:32 ق.ظ
عالی بود یادش بخیر کلاسهای خوبی بودیا حق!
سه شنبه 2 اسفند 1390 05:05 ب.ظ
هرهرهرهر.
با این کلاستون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.