تبلیغات
یادداشت روزانه - سوز زخم
 
یادداشت روزانه
بچه های مسجد جامع شهرستان ایذه
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امروز موضوع آمریکا و اصلاحات و ه ا ش م ی وافراد تابعه ذهنم را مشغول کرده بود به خصوص جدیدا که پیرو عهد  این سکونات (بگیرید به جای جریانات برای اینان) برای سالگرد گرفتن برای خیال و توهمی به نام رابطه با شیطان بزرگ و بیان این خیال ، دوباره به بیان این خیال پرداخته بودند اولش  فکرم درگیر این چیزها  نبود اولش پرواز 655 در فرودگاه ذهنم نشست، بعد ناو وینسنس در قلیان خشم و غیرت ذهنم غرق شد،بعد شن های طبس ذهنم چشم شیطان  بزرگ  را کور کردند،بعد 4 دیپلمات ربوده شده  را دیدم که داشتند به سمت سفارت لبنان می رفتند،بعد شهید وزوایی را دیدم که داشت از دیوار لانه جاسوسی بالا می رفت، بعد 10 سال دفاع مقدس را دیدم،بعد...بعد...بعد...و همینجور بعد و همینجور بعد که دیدم اگر به در ذهن آوردن این بعد ها ادامه بدهم دیگر نه جای خالی ای در ذهنم باقی می ماند، نه قطره اشکی در چشمم و نه فحشی برای دادن به سکونات مذکور و شیطان بزرگ.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 31 فروردین 1391
بچه‌های مسجد جامع ایذه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.