تبلیغات
یادداشت روزانه - جهانبینی رشته ای!
 
یادداشت روزانه
بچه های مسجد جامع شهرستان ایذه
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نشسته بودیم، البته همه مان نه در آن جمع اگر من هم یکی حساب شوم همه مان نشسته نبودیم یکی هم دراز کشیده بود اگر هم حساب نشوم که... صحبت از دانشگاه بود و اساتید و از این حرف ها که یادم آمد استاد زبانمان قولی به ما داده است و تصمیم گرفتم آن را به بقیه هم بگویم و صدای ذهنم را بلند کردم و گفتم:راستی استاد زبان ما گفته بعد از ترم 25 جلسه رایگان برای همه کلاس می گذارم. رفیقم که رشته اقتصاد می خواند و به دیوار سمت راست من تکیه داده بود گفت: امکان ندارد، مگر مجانی هم می شود کاری برای کسی کرد . گفتم:چرا نمی شود ؟ گفت:مگر کار بدون صرفه و سود هم امکان دارد؟ این را که گفت رفیق دیگرمان که رشته اش علوم سیاسی بود و به دیوار روبروی من  تکیه داده بود به بحث وارد شد و گفت: چرا امکان ندارد؟ امکان دارد ولی قصد  و نیتی در  پشت این کار نهفته است و همینجور به بحث با هم ادامه دادند و من هم به ریاضی خواندنم ادامه دادم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391
بچه‌های مسجد جامع ایذه