تبلیغات
یادداشت روزانه - سبک ریش استاد
 
یادداشت روزانه
بچه های مسجد جامع شهرستان ایذه
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

با سه نفر از بچه ها نشسته بودیم و از هر دری سخن می گفتیم تا اینکه بحث  به شایعه تعریف یک مداح از فلان کاندیدا رسید. کسی که این موضوع را مطرح کرده بود در حین بیان آن بلند شد تا به اتاق برود ولی دم در اتاق توقف کرد تا حرف زدن پیرامون این موضوع تمام شود و رفیق دیگرمان هم بلند شد تا کاری انجام بدهد ولی او  هم همانطور سر پا دقیقا روبروی دیگری  باقی ماند. من گفتم: نه بابا شایعه است مگه قضیه دشمنان اسلام و انقلاب که  بغل گوشمان هستند را نشنیدین، گفتند چرا و اضافه کردند که تعجب ما هم از همین است . سر رشته ی کلام را از این به بعد آن دو نفر سرپا، در دست گرفتند و با هم شروع به حرف زدن کردند در حین حرف زدن یکی از این دو به دیگری که دم  اتاق ایستاده بود نزدیک و نزدیک تر می شد تا جایی که به فاصله ی یک قدمی اش رسید ، در چهره طرف مقابل که الان نوبت حرف زدن او شده بود دقیق شد و به حرف های او گوش کرد و گذاشت تا حرف هایش تمام شود ، بعد اول سرش را پایین انداخت و بعد دوباره بالا آورد و به او گفت:محمد داشتم به حرف هات گوش می دادم ولی وقتی جلوت رسیدم و ریشت و سبک کوتاه کردنش را دیدم همه چیز از یادم رفت. این را که گفت کل اتاق از خنده منفجر شد و همینجور تیکه بود که بار محمد  می شد.  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 8 تیر 1391
بچه‌های مسجد جامع ایذه
شنبه 28 مرداد 1391 02:07 ب.ظ
مگه ریششو چطور زده گه اینقد خنده داره شده؟
نکنه تریپ روشنفکری زده؟؟
من اصلا فکرش رو نمیکنم محمد یه روزی سرووضعش مرتب بشه مثلا موهاشو شونه کنه لباساش رو اتو کنه ویا کفشاش رو واکس بزنه من که باور نمیکنم!!!
دوشنبه 26 تیر 1391 03:31 ب.ظ
بحث کم میارین به ریش طرف می خندین؟!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.