تبلیغات
یادداشت روزانه - گفت می آیم
 
یادداشت روزانه
بچه های مسجد جامع شهرستان ایذه
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
محمد و یاسین دانشگاه، حوزه عملیه،  پیام نور و منطقه نورآباد را پوشش می دادند.
محمد گفت موتور یاسین بنزین تمام کرد و ما مجبور شدیم پیاده تا پمپ بنزین برویم. بین راه، نزدیک مغازه، وسط دو تا تیر برق تبلیغ زدیم که مغازه‌دار جوان گفت: دوباره کسی فوت کرده! خندیدیم و گفتیم: نه. جشنواره عمار است؛ قرار است سه روز فیلم اکران کنیم، هزینه ای هم ندارد. می‌آید نزدیک و با دقت شروع به خواندن می کند. می آیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.